اگه...
اگه خالیه دستام اگه همیشه تنهام
برای تو عاشق ترین عاشق دنیام
اگه خالیه دستام اگه همیشه تنهام
برای تو عاشق ترین عاشق دنیام
دلم تنگ است برای در کنارت بودن
دلم تنگ است برای خیره شدن در چشمانت
نازنینم نمیدانی که شبها تا سحر به یاد روزهایی که در کنار هم بودیم
و درد دل میکردیم اشک میریزم
نمیدانی که دیداری دوباره در وجودم آتش عشقت را برانگیخته کرده است
نمیدانی چندین برابر از قبل به قلب مهربان و عاشقت وابسته شده ام
و باری دیگر عهد سوختن و ماندن را به تو دادم
هنوز رنگ چشمانت در خاطرم مانده و زنگ صدایت در گوشم زمزمه میکند
انتظار به پایان رسید و تو را از نزدیک تماشا کردم
و به محبتت آمیخته شدم
ای پاکترین احساس به یادت آنقدر از اعماق وجود اشک خواهم ریخت
تا تو را دوباره ببینم و تو را باری دیگر در آغوش بکشم
و باری دیگر دستان گرمت را بفشارم و با همان دستها صورتم را نوازش دهی
نمیدانی که چقدر دلتنگم عزیزم
چقدر دلتنگم
مرد شديدا منقلب شد ! چهار سال مراقبت. و این است عشق ! يك موجود كوچك با عشقي بزرگ !
عشق يعنی . . .
عشق يعنی مستی و ديوانگی
عشق يعنی با جهان بيگانگی
عشق يعنی شب نخفتن تا سحر
عشق يعنی سجده ها با چشم تر
عشق يعنی سر به دار آويختن
عشق يعنی اشک حسرت ريختن
عشق يعنی در جهان رسوا شدن
عشق يعنی مست و بی پروا شدن
عشق يعنی سوختن يا ساختن
عشق يعنی زندگی را باختن
***********************
عشق يعنی انتظار و انتظار
عشق يعنی هرچه بينی عکس يار
عشق يعنی ديده بر در دوختن
عشق يعنی در فراقش سوختن
عشق يعنی شعله بر خرمن زدن
عشق يعنی رسم دل بر هم زدن
عشق يعنی لحظه های التهاب
عشق يعنی لحظه های ناب ناب
عشق يعنی با پرستو پر زدن
عشق يعنی آب بر آذر زدن
**************************
عشق يعنی سوز نی ، آه شبان
عشق يعنی معنی رنگين کمان
عشق يعنی شاعری دل سوخته
عشق يعنی آتشی افروخته
عشق يعنی با گلی گفتن سخن
عشق يعنی خون لاله بر چمن
عشق يعنی ديده بر در دوختن
عشق يعنی در فراقش سوختن
عشق يعنی يک تيمّم، يک نماز
عشق يعنی عالمی راز و نياز
****************************
عشق يعنی چون محمد پا به راه
عشق يعنی همچو يوسف قعر چاه
عشق يعنی بيستون کندن به دست
عشق يعنی زاهد اما بُـت پرست
عشق يعنی همچو من شيدا شدن
عشق يعنی قطره و دريا شدن
عشق يعنی يک شقايق غرق خون
عشق يعنی درد و محنت در درون
عشق يعنی يک تبلور يک سرود
عشق يعنی يک سلام و يک درود
عشق ،
آمدنی بود نه آموختنی .
از همه چیز خسته شدم.
از خودم،از دیگران.
کاش تموم می شدم.
کاش آخر زندگی همین نقطه ای بود که وایسادم.
خسته شددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددم.
خسته...
من (( او )) ندارم!

چه گریز یست ز من؟
چه شتابیست به راه؟
به چه خواهی بردن در شبی این همه تاریک پناه ؟
مرمرین پله آن غرفه عاج
لحظه ها رو دریاب
چشم فردا کور است
زندگی را دوست دارم بی بهانه، صادقانه، عاشقانه!
گفته بودید مجهول، اما مجهول چرا؟
همه چیز معلوم است؛معلول نه بلکه معلوم چرا که علتی دارد.
به پاکی دانه برف؛
به صافی آسمان یلدا؛
به گرمای تابستان؛
که همه چیز معلوم است،واضح است و جای هیچ شکّی نیست.
شک نکن چرا که تردید ندارم.
تردید نکن چرا که مطمئنم.
مطمئن بودم روزی می آیی و تمام می شود آن تنهایی وحشتناک پر از نفرت
و تو ای پر مدعا در وادی عشق که نه بلکه فریب... مطمئن باش و برو؛ دل من سخت شکست
... و حال در اوج لحظات پر از عشقیم که محو زیبایی اش شده ام.
شک ندارم ولی می ترسم.
تردید نمی کنم ولی از ترس می لرزم.
می ترسم دوباره اسیر قسمت نا مروتی گردم.
امّا نه...
این بار عزمم را جزم کرده ام؛
و با تمام قوا به جنگش می روم.
نه... عشق را نمی گویم؛
قسمت را می گویم!..... قسمتی که مرا مدتها در ناباوری از دست دادن کسی گذاشت که...
و امّا...
می خواهمش که به هر قیمتی و به هر مشقّت و ذلتی.
عزیزکم!تا همیشه برایت می نویسم
و دوستت خواهم داشت.
فرشته ی تُپُلک شبهای بی قراری ام!!!
عزیز من! گل من!
با تمام وجود دوستت دارم...

و تنها تو را دوست خواهم داشت!
خدا حافظ تنهایی

و عشقم را نثار تو خواهم کرد فقط!
خدا حافظ تنهایی

برای تو فقط آغوش باز خواهم کرد و تنها برای تو خواهم مرد!!!
خدا حافظ تنهایی
و اما عشق...

تو زلالي مث بارون ، مث لحظه هاي روشن
تو همون خوني تو رگهام ، واسه ي ترانه خوندن
اگه قطره اشکي بودم روي گونه هات مي موندم
توي قصه هاي عاشق شعر چشماتو ميخوندم
مث پروانه تو باغ سبز چشماي تو بودم
توي آسمون خنده ، واسه تو غزل سرودم
من دلم ميخواد که با تو سري به ابرا بزنم
واسه خوشبخت شدنت دعا کنم به آسمون
بوي بارون بگيره تو نـــم نــــم خيالمون
تو روزاي سخت دلتنگي من تورو ميخوام و بس
ميون حسرت و ترديد و جدايي تو برام يه همنفس
غصه هام از جنس بغض کوچه هاي آبيه
اما وقتي با تو باشم شبامون مهتابيه
سايه ي روشني از عشق و اميد تو منم
لحظه لحظه هاي عمرم بغض تلخ رو ميشکنم
بيا با من تو مهربون و همزبون عاشقم
دستمو بگير تو دستات واسه ي دقايقم
چه روزا و چه شبايي که شدي همسفرم
حالا من از غم و غصه هاي تو باخبرم
می خواستم اشک تو باشم...
که تو چشمات متولد بشم
رو گونه هات زندگی کنم
و رو لبات بمیرم...

هر گامی که در زندگی بر می دارم
نشانه ای از یک ادعاست
که مدام تکرار می شود
گام اول:
همیشه در کنارت خواهم بود.
گام دوم :
هر لحظه بیش از پیش دوستت خواهم داشت .
گام سوم :
همیشه بین ما عشق جاری خواهد بود .
به گمانم
پنهانی ترین اسرار یک عاشق را
می توان از چشمانش فهمید.
چشمان من همیشه تو را فریاد خواهند کرد .
تویی که فقط به خاطر وجود نازنینت هستم و هستم...
تو همان زمزمه عشق در گوش خیالی
تو روحت سبز، مانند بهاری
تو تک ستاره آسمان خالی دل منی
تو همان صلح کلمه در ذهن منی
هر چی بگم بازم کمه
بازم میگم تا بدونی
دوستت دارم اینو خودت خوب میدونی
اول و آخرین نفر خودت شدی تو زندگیم
تنها امید من تویی تو لحظه های خستگیم
آی تو که زندگیم شدی
نوری توی شبهام شدی
دل به تو داده این دلم
بگو تو ام نمی شکنیش
پر از ترانه است این دلم
بهت میدم تا بخونیش
با بودنت امید میدی به لحظه هام
کم میارم از نبودنت تو قصه هام
زندگیمو با سادگی می خوام که قسمت بکنم
یه باغی از ترانه های دلمو فقط به اسم تو کنم
ترسم اینه که راهمون جدا بشه
گل های باغ دل من یکی یکی پژمرده شه
دوستت دارم اینو خودت خوب میدونی
فقط می خوام تا آخرش پای حرفات بمونی
و تو چه ساده قلبم را همراه خود بردی![]()
دیگر کسی نمی تواند قلب مرا مال خود کند![]()
این قلب تا ابد برای تو می تپد ![]()
هستم ,من در پی این حادثه غمخوار تو هستم, هر چند
دور از منی و من ز تو دورم ,بر جان تو سوگند که
دوستدار تو هستم
آری ، آغاز
آری ، آغاز دوست داشتن زیباست
گرچه پایان راه ناپیداست
من دیگر به پایان راه نمی اندیشم
که همین دوست داشتن زیباست زیباست
گرچه پایان راه ناپیداست
من دیگر به پایان راه نمی اندیشم
که همین دوست داشتن زیباست
یه نفر ...
یه جایی ...
تمام رویاهاش لبخند توست
و زمانی که به تو فکر میکنه احساس میکنه که زندگی واقعا با ارزشه
پس هر وقت احساس تنهایی کردی این حقیقت را به خاطر بسپار
یه نفر ...
یه جایی ...
تمام رویاهاش لبخند توست
و زمانی که به تو فکر میکنه احساس میکنه که زندگی واقعا با ارزشه
پس هر وقت احساس تنهایی کردی این حقیقت را به خاطر بسپار
یه نفر ...
یه جایی ...
در حال فکر کردن به توست
ساني دلم پر از غمه واسم كاري بكن راهي نشون بده تا نباشه تاريكو گم
ساني چيزي بگو تا بدونم تو با مني تا كه بدونم ما هر دو تا يه عمر با هميم
ساني من كه جز تو كسي رو تو دنيا ندارم ازت مي خوام بموني تا تنها ت نزارم
به نام خدا خالق انسان، به نام انسان خالق غمها، به نام غمها بوجود آورنده ی اشکها، به نام اشک تسکین دهنده ی قلبها، به نام قلبها ایجادگر عشق و به نام عشق زیباترین خطای انسان.
زندگی را درک کن.زیرا آخر جاده ی زندگی تابلویی هست با این نوشته:دور زدن ممنوع!
گر از عشق میشه قصه نوشت میشه از عشق تو گفت... میشه از عشق تو مرد و دیگه از دست همه راحت شد.. آره از عشق تو دیونگی هم عالمیه...
شاد باش که از شادی تودل شادم تا تو شادی زغم هر دو جهان آزادم لذت زندگی من همه خورسندی توست بی وفایم که وفایت برود از یادم صحبت ما وتو همچون صحبت خار وگل است بی تو ما را خوش نباشد گر تو را بی ما خوش است

من بهار را به خاطر شگوفه هایش

زندگی را به خاطر زیبایی اش و زیباییش را به خاطر تو دوست دارم![]()
من دنیا را به خاطر خدایش![]()
خدایی که تو را خلق کرد دوست دارم ![]()

چگونه دلتنگیهایم را به تصویر بکشم ![]()
چگونه بگویم دوستت دارم
تا باور کنی همیشه در قلب منی
من اگه توی دنیا دوتا امید داشته باشم ![]()
اولی خداست و دومی تویی
بدون تو دنیا برام هیچ ارزشی نداره
با این وجود از ته دل میگویم ![]()



این چه عشقی ست که در دل دارم
من از این عشق چه حاصل دارم
می گریزی زمن و در طلبت
باز، کوشش باطل دارم
باز لبهای عطش کرده من
عشق سوزان تو را می جوید
می طپد قلبم و با هر طپشی

پرسیدم عشق چیست؟
گفت: آتشی است.
گفتم مگر آن را دیده ای .
گفت: نه. در آن سوخته ام...
اگه كسي ديوونت بود ، بازیش نده
بيادعقب ، تازه ميشه مثل تو...